1. تقدم حقوق جزای اختصاصی بر حقوق جزای عمومی

معمولاً در قوانین جزایی امروز کشور ها بخشی به حقوق جزای عمومی و بخشی دیگری که مفصل تر می باشد، پیرامون حقوق جزای اختصاصی است. زیرا در حقوق جزای عمومی لازم نیست که یک یک جرایم و مجازات ها را مورد توجه ونظر قرار بدهیم، بلکه قواعد کلی وعمومی ومشترک وتقسیم بندی ها مورد توجه اند. از نظر تاریخی پیدایش محتوای حقوق جزای اختصاصی مقدم بر عمومی است. اوّل یک یک جرایم مورد شناسایی قرار گرفته اند وبعداً قواعد و ضوابط و مشترکات آنها تقسیم بندی شده اند.[1] این از مشخصات قانونگذاریهای جدید است که یک طبقه از جرایم را علیه جسم و جان اشخاص می دانند. دستة دیگر را راجع به اموال و دارایی آنها، طبقة دیگر مربوط به مصالح عمومی کشور و دستة چهارم علیه شرافت، عفت و اخلاق عمومی شمرده می شوند.

2. اهمیت و فواید مطالعه حقوق کیفری اختصاصی

ضرروت مطالعه و آنشنایی با حقوق جزای اختصاصی و نیز اهمیت آن از جهات مخلفی می تواند قابل توجه باشد که به برخی از این موارد ذیلاً اشاره می شود:

از جهت رعایت قانونی بودن جرایم: اصل قانونی بود جرایم یکی از اصول مهم حاکم برحقوق جزا است که در راستای حفظ آزادی های فردی و اجتماعی مردم مورد توجه قرار گرفته است. عدم اعلام و پیش بینی نکردن جرایم از قبل می تواند بهانه ای برای نقض حقوق و آزادی های فردی و اجتماعی مردم باشد. حقوق جزای اختصاصی با تعریف هریک از جرایم و تعیین شرایط و ارکان تشکیل دهنده ی آن ها مانع از تجاوز به حریم آزادایهای فردی و اجتماعی می شود.

از جهت توصیف قضایی جرم: از دیگر فواید مطالعه حقوق جزای اختصاصی این است که توصیف قضایی هرجرم با عناصر اختصاصی آن معین می گردد. واز این جهت مکمل و متمم حقوق جزای عمومی است و در بحث از کلیات و عمومات حقوق جزا ارکان تشکیل دهنده جرم را سه جزء قانونی، مادی و روانی که در همة جرایم مشترک است ذکر کرده اند. ولی در جزای اختصاصی افزون بر ارکان عمومی جرم، در هر جرم نیز عناصر و اجزا خاصی وجود دارد که مخصوص همان جرم می باشد و موجب تفکیک و تمایز آن از جرایم دیگر می گردد.  به این ترتیب هر جند جرایمی مانند سرقت، کلاهبرداری، خیانت در امانت، تخریب و غیره همگی علیه اموال و حق مالکیت دیگران صورت می گیرد اما وجود اجزاء و عناصر خاص در هریک از عناوین مذکور موجب جدایی و تفکیک آنها می شود.

از جهت طبقه بندی جرایم: طبقه بندی جرایم: به طور کلی معیار های مختلفی که مبنای تقسیم طبقه بندی جرایم قرار می گیرد از موضوعات مورد بحث در حقوق جزای عمومی است. اما این که یک جرم معین- مثل سرقت- در کدام یک از طبقات جای دارد، در حقوق جزای اختصاصی مشخص می شود. در حقوق حزای اختصاصی، طبقه بندی جرایم از دو جهت مورد توجه قرار می گیرد: الف) از جهت این که جرم در زمره «حق الناس» قرار دارد یا در زمره حق الله. ب) از جهت واکنش قابل اعمال در قبال آن جرم. به موجب ماده 23 قانون جزا  جزایم به اعتبار واکنش که برای آن ها پیش بینی شده است، به صورت زیر طبقه بندی می شود: جنايت، ‌جنحه.

از جهت تشخیص صلاحیت محاکم: از دیگر آثار مطالعه ی حقوق جزای اختصاصی این است که به این واسطه می توانیم تشخیص دهیم که چه محکمه ی برای رسیدگی به چه جرمی صلاحیت دارد. تمییز جرایم عادی از جرایم سیاسی و جرایم نظامی با مطالعه ی حقوق جزای اختصاصی امکان پذیر است.

3. منابع حقوق جزای اختصاصی

شناسایی موضوع: منابع جمع منبع است و منظور از آن در لسان فقهی وبه تعبیری مشاهیر از فقها همان مدارک احکام ویا به طور خلاصه ادله است و بنابراین ادلة حقوق جزای اختصاصی عبارت است از همان منابع فقهی که ما از آن به منابع اولیه یعنی قرآن سنت، اجماع، عقل، مصالح مرسله وقیاس یاد می کنیم ومنابع ثانویه که از آن به عنوان قانون اساسی، قوانین عادی، رویه قضایی، دکترین یا عقاید فقها وحقوقدانان ذکر می گردد. در واقع درجمهوری اسلامی افغانستان منابع ثانویه هم متکی به منابع اولیه است. زیرا براساس ماده.3. قانون اساسی «در افغانستان هیچ قانون نمی تواند مخالف معتقدات واحکام دين مقدس اسلام باشد.»

الف) منابع اولیه

قرآن مجید

درجامعه اسلامی کتاب آسمانی قرآن، محور تمامی احکام و رفتار مسلمانان است. تمامی علوم و احکام و از جمله علوم جزای ریشه دراحکام قرآن دارد. بیش از 500 آیه قرآن به بیان احکام پرداخته اند. بسیاری از کتب که به تو توضیح این آیات پرداخته اند عنوان آیات الاحکام را دارند.

در آیات الهی قرآن کریم واژه "قتل" 12 مرتبه و با مشتقات آن جمعاً 170 مرتبه بکار رفته است که برخی از آیات مربوط، به تشریع مقررات جرم قتل نفس می باشد. هم چنین بعضی از مقررات در ذیل واژه های "نفس" و "قصاص" تشریع شده است. آیات قرآن کریم که در زمینة نخستین قتل ناحق در تاریخ بشر، انواع قتل، حرمت ارتکاب قتل عمدی و مجازات قتل عمدی است، بیان گردیده است که در ادامه اشاره می شود.

نخستین قتل ناحق در تاریخ بشر

خداوند متعال درقرآن کریم حکایت فرزندان حضرت آدم (ع) را به عنوان یکی از حوادث ناگوار تاریخ بشر و اوّلین قتل ارتکابی ذکر می کند. متن آیات  وارده و ترجمه آن عبارت است از:« وَ اتْلُ عَلَيهِْمْ نَبَأَ ابْنىَ‏ْ ءَادَمَ بِالْحَقّ‏ِ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الاَْخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ  قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِين....»[2] (و داستان دو فرزند آدم را به حق بر آنها بخوان، هنگامى كه هر كدام عملى براى تقرب (به پروردگار) انجام دادند، اما از يكى پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد (برادرى كه عملش مردود شده بود به برادر ديگر) گفت: بخدا سوگند تو را خواهم كشت (برادر ديگر) گفت (من چه گناهى دارم زيرا) خدا تنها از پرهيزكاران مى‏پذيرد! اگر تو براى كشتن من دست دراز كنى من دست به قتل تو نمى‏گشايم، چون از پروردگار جهانيان مى‏ترسم!)

          فلسه قصاص

 خداوند متعال در زمینه فلسفه قصاص می فرماید:«وَ لَكُمْ فىِ الْقِصَاصِ حَيَوةٌ يَأُوْلىِ الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»[3] (و قصاص برای حفظ حیات شما است ای خرد مندان تا مگر از قتل یکدیگر بپرهیزید.)

حرمت ارتکاب قتل عمدی

خداوند متعال در زمینه حرمت ارتکاب قتل عمدی در قرآن کریم می فرماید: مَن قَتَلَ نَفْسَا بِغَيرِْ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فىِ الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَ مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا »[4]( از جهت این که قابیل هابیل را کشت حکم کردیم بر اولاد  یعقوب که هرکس دیگری را بکشد بدون اینکه مقتول کسی را کشته باشد یا فسادی در زمین کرده باشد گویی همه مردم را کشته است و هرکس شخصی را زنده کند گویی همه مردم را زنده کرده است.) وهم چنین در آیه 33 سوره بنی اسرائل آمده است:« وَ لَا تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتىِ حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقّ‏ِ  وَ مَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلَا يُسْرِف فىّ‏ِ الْقَتْلِ  إِنَّهُ كاَنَ مَنصُورًا»[5]

مجازات قتل عمدی

خداوند متعال در زمینه مجازات قتل عمدی در قرآن کریم می فرماید:« يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فىِ الْقَتْلىَ  الحُْرُّ بِالحُْرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنثىَ‏ بِالْأُنثىَ‏  فَمَنْ عُفِىَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شىَ‏ْءٌ فَاتِّبَاعُ  بِالْمَعْرُوفِ وَ أَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ  ذَالِكَ تخَْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَ رَحْمَةٌ  فَمَنِ اعْتَدَى‏ بَعْدَ ذَالِك فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيم»[6] (ای گروه مؤمنان، قصاص در قتل عمد برشما واجب است. آزاد در برابر آزاد و بنده در برابر بنده و زن در برابر زن. پس هر كس كه از جانب ولی مقتول عفو گردد بايد كه با خشنودى از پى اداى خونبها رود و آن را به وجهى نيكو بدو پردازد. اين حكم، تخفيف و رحمتى است از جانب پروردگارتان و هر كه از آن سرباز زند، بهره او عذابى است دردآور.)

هم چنین آیه 45 سوره مائده:« وَ كَتَبْنَا عَلَيهِْمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَينْ‏َ بِالْعَينْ‏ِ وَ الْأَنفَ بِالْأَنفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنّ‏ِ وَ الْجُرُوحَ قِصَاصٌ  فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَّهُ  وَ مَن لَّمْ يحَْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُوْلَئكَ هُمُ الظَّالِمُون»

(و در تورات بر آنان مقرر داشتيم كه نفس در برابر نفس و چشم در برابر چشم و بينى در برابر بينى و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان و هر زخمى را قصاصى است. و هر كه از قصاص درگذرد، گناهش را كفاره‏اى خواهد بود. و هر كه به آنچه خدا نازل كرده است حكم نكند، از ستمكاران است.) آیه 40 سوره شوری:«وَ جَزَ ؤُاْ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلىَ اللَّهِ  إِنَّهُ لَا يحُِبُّ الظَّالِمِين»[7]  آیه 126 سوره نحل:«وَ إِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُواْ بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ  وَ لَئنِ صَبرَْتمُ‏ْ لَهُوَ خَيرٌْ لِّلصَّبرِِين»[8]

قتل عمدی

قتل "عمدی" در آیه 93 سوره نساء بیان گردیده است:«وَ مَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَلِدًا فِيهَا وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيماً»( و هر كس مؤمنى را به عمد بكشد، كيفر او جهنم است كه در آن همواره خواهد بود و خدا بر او خشم گيرد و لعنتش كند و برايش عذابى بزرگ آماده سازد.)

قتل خطایی

حکم قتل خطایی در آیه 92 سوره نساء بیان شده است:«وَ مَا كاَنَ لِمُؤْمِنٍ أَن يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطًَا  وَ مَن قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطًَا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلىَ أَهْلِهِ إِلَّا أَن يَصَّدَّقُواْ  فَإِن كاَنَ مِن قَوْمٍ عَدُوٍّ لَّكُمْ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَ إِن كَانَ مِن قَوْمِ  بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُم مِّيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلىَ أَهْلِهِ وَ تحَْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ  فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَينْ‏ِ تَوْبَةً مِّنَ اللَّهِ  وَ كاَنَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا ( هيچ مؤمنى را نرسد كه مؤمن ديگر را جز به خطا بكشد. و هر كس كه مؤمنى را به خطا بكشد بايد كه بنده‏اى مؤمن را آزاد كند و خونبهايش را به خانواده‏اش تسليم كند، مگر آنكه خونبها را ببخشند. و اگر مقتول، مؤمن و از قومى است كه دشمن شماست فقط بنده مؤمنى را آزاد كند و اگر از قومى است كه با شما پيمان بسته‏اند، خونبها به خانواده‏اش پرداخت شود و بنده مؤمنى را آزاد كند و هر كس كه بنده‏اى نيابد براى توبه دو ماه پى در پى روزه بگيرد. و خدا دانا و حكيم است.)

سنت

دومین منبع حقوق جزای اسلامی مانند دیگر رشته های حقوقی، سنت است. منظور از سنت درفقه شیعه گفتار و کردار وتقریر معصوم « پیامبر اعظم ودوازده امام علیه الاسلام» می باشد. لکن در مذاهب عامه « اهل سنت» تنها سیره رسول اکرم را سنت می دانند. سنت ازطریق احادیث و اخبار انعکاس می یابد. غالب مسائل جزایی که در کتب حدود، تعزیرات، قصاص و دیات مورد بحث قرار داده شده اند، به سنت بازگشت دارند.

 

 

 

 

اجماع

 سومین منبع حقوق کیفری اسلام را اجماع تشکیل می دهد. منظور از اجماع اتفاق امت محمد«ص» برامری از امور دینی است، مشروط برآن که کاشف از رأی معصوم باشد. مقصود از امت محمد دراین کلام مجتهدین صاحب فتوا می باشد.

عقل

 دلیل عقلی عبارت از حکم عقلی که با درک صحیح آن ممکن باشد حکم شرعی بدست آید که قاعده « ما حکم به العقل حکم به الشرع» ومستقلات عقلی خود بحث مفصل دارد.

قیاس

منظور از قیاس اثبات حکم موضوع است که در شرع مشخص است برای موضوع دیگری که با موضوع اول مشابهت دارد. قیاس در نظر فقهای اهل سنت مطلقا حجت است. ولی به نظر فقهای امامیه وقتی حجت می باشد که منصوص العله باشد.

 ب) منابع ثانویه

منابع ثانویه که بیشتر جنبه اجرایی و عملی دارد، غالباً ناشی از همان منابع اولیه است که عبارتند از: قانون اساسی، قوانین عادی، رویه قضایی، دکترین و فتاوای فقهای صاحب فتوا :

قانون اساسی

 قانون اساسی هم که چهار چوب قوانین کشور محسوب می گردد از منابع حقوق جزایی اختصاصی است. در ماده سوم قانون اساسی تصریح کرده است که کلیه قوانین باید براساس موازین اسلامی باشد.

فصل دوم قانون اساسی با عنوان حقوق اساسی و وجایب اتباع از ماده 22 تا 59، حقوق وآزادی های اساسی افراد را معین نموده که نقض آنها به مفهوم ارتکاب جرم است و بالاخره ماده 25 و 27 که تصریح دارند به اینکه حکم به مجازات و اجراء آن باید از طریق محکمه صالح و بموجب قانون باشد و اصل برائت است وهیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود، مگر جرم او در محکمه صالح ثابت گردد. و فصل هفتم قضا از مواد 116 تا 135 که مسؤلیت قوه قضائیه را در مورد رسیدگی های قضائی وتشکیلات آن مشخص ساخته است، از منابع مهم محسوب می شوند.

قوانین عادی

مهمترین قوانین عادی کیفری عبارتند از:

قانون جزا مصوب 31 سنبله 1355: این قانون مشتمل بر 523 ماده که در دو کتاب تقسیم بندی گردیده است:

کتاب اول: کتاب اول داری پنج باب که اختصاص به کلیات دارد و در آن موضوعات کلی حقوق جزا همانند جرایم، مجازاتها، حدود مسؤلیت جزایی، تعدد و تکرار جرایم، آزادی مشروط، تعلیق مجازاتها و سقوط جرایم و جزاها از ماده 1 تا ماده 172 مورد بحث واقع شده است.«جزای عمومی»

کتاب دوم: کتاب دوم دارای سه باب که ناظر به مباحث جنایات و جنح ضد منفعت عامه و افراد و بحث قباحت است و از ماده 173 تا ماده 523 را در بر می گیرد.«جزای اختصاصی»

قانون جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی مصوب 10/ 5 / 1366 فرمان هیأت رئیسه شورای انقلابی جمهوری دموکراتیک افغانستان، دارای دو فصل و31 ماده.

قانون مبارزه علیه اختطاف و قاچاق انسان مصوب 24/ 4 / 1387 شورای وزیران جمهوری اسلامی افغانستان، دارای سه فصل و 23 ماده.

قانون مبارزه علیه تمویل تروزیم مصوب 26/ 7 / 1383 شورای وزیران جمهوری اسلامی، دارای پنج فصل و31 ماده.

قانون مبارزه علیه جرایم تروریستی مصوب 9/ 4 / 1387 شورای وزیران جمهوری اسلامی، دارای چهار فصل و 36 ماده.

قانون مبارزه علیه تطهیر پول و عواید ناشی از جرایم مصوب 26/ 7/ 1383 شورای وزیران جمهوری اسلامی، دارای 12 فصل و 75 ماده.

قانون رسیدگی به تخلفات اطفال مصوب 19/ 12/ 1383 شورای وزیران جمهوری اسلامی، دارای 8 فصل و 66 ماده.

قانون جزای عسکری مصوب 28/ 1 / 1387، مصوب شورای ملّی، دارای سه فصل و 48 ماده.

قانون نظارت بر تطبیق استراتیژی مبارزه علیه فساد اداری مصوب 31/ 4/ 1387 شورای وزیران جمهوری اسلامی، دارای پنج فصل و 22 ماده.

ادامه  در ارشيف موسسه تحصيلات عالي خاتم النبيين (ص)



[1] به تعبير حقوقي قبل از تحقق مكاتب جزايي كه به تبيين مفاهيم كلي بپردازد ، بشر با تك تك جرائم كه همان جزاي اختصاصي است سر و كار داشته است.

[2] مائده/ 27- 30.

[3] بقره/ 179.

[4] مائده/ 32؛ هم چنین سوره نساء / 93.

 

[5] انسانی را که خداوند کشتن او را حرام کرده نکشید، مگر در موردی که حق کشتن را پیدا کنید وکسی را که در مظلومیت کشته شود به اولیاء دم او حق قصاص داده ایم اما نباید در قصاص قاتل زیاده روی شود. البته وارث مقتول از جانب خداوند یاری می شود.

[6] بقره / 183.

[7] جزاى هر بدى بديى است همانند آن. پس كسى كه عفو كند و آشتى ورزد مزدش با خداست، زيرا او ستمكاران را دوست ندارد.

[8] اگر عقوبت مى‏كنيد، چنان عقوبت كنيد كه شما را عقوبت كرده‏اند. و اگر صبر كنيد، صابران را صبر نيكوتر است.


موضوعات مرتبط: حقوقی

تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 | 8:45 بعد از ظهر | نویسنده : خادم حسین حبیبی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.